راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

داستان های رامیلا

1390/10/5 14:09
نویسنده : مامان ساناز
235 بازدید
اشتراک گذاری

 

 زیبا

ziba امروز باز رامیلا خانم رو باید ببریم متخصص پوست تا صورتش رو معاینه کنه و نظر قطعی رو بده و اگر هم نیازی به داروی جدید است، داروی جدید رو تجویز کنه .ziba

zibaتمام دیشب رامیلا تب کرده و بی تاب بود zibaخیلی بد خوابید شاید هم باید بگم اصلاً نخوابید این سرماخوردگی ( آنفولانزا ) جدید خیلی ناجوره همه رو میاندازه، هر چی هم پزشکان محترم دارو تجویز می کنن فایده ای نداره ( به قول معروف تا دوره اش نگذره رو به بهبودی نمیری) راستش تمام همکارانم گرفتن و تقریباً میشه گفت حدود 2 هفته ای هست که تمام همکارام دارن یکی یکی میگیرن و من هم از اونها گرفتم حالا هم رامیلا خانم گرفته، از اونجایی که رامیلا هم مثل خودم آلرژی شدید داره ، niniweblog.comوقتی سرما می خوریم خیلی اذیت میشیم حالا میگیم ما که بزرگیم یه جورایی تحمل و صبر میکنیم تا خوب بشیم ولی این وروجک کوچولو به خاطر آلرژیش خیلی اذیت میشه عزیز دلم تو این مدت خیلی لاغر شده بود حالا با این سرما خوردگیش هم هیچی دیگه ازش نمی مونه. راستش خیلی برام سخت شده یک مدت زیادی کارم فقط شده دکتر رفتن و دارو گرفتن و دارو خوردن و .... واقعاً خسته شدم، تمام سعی و تلاش هم می کنم که رامیلا سلامت باشه ولی مثل اینکه هر چی بیشتر رسیدگی داشته باشی بیشتر درگیر مریضی و دکتر رفتن میشی .

 

زیبازیبازیبا

zibaیه چیز جالب خالی از لطف نیست که تعریف کنم، چون خیلی برام جالبه اونم اینه که دیشب من خیلی عطسه می کردم بعد چند دقیقه دیدم رامیلا شروع کرد به ادا در آوردن zibaمن هر کاری که من انجام میدادم انجام داد خیلی بامزه، niniweblog.comصبح زود هم که بیدار شدیم آماده بشیم بریم سرکار فرشته خانم هم بیدار شد با اینکه اصلاً شب خوب نخوابید و کلافه بود niniweblog.comبلند شد و لباس تنش کردم و آماده شدیم رفتیم سوار ماشین شدیم بعد همسرم از رامیلا پرسید دیشب مامانی چکار کرد رامیلا هم بدون مکث کردن ادای من رو در آورد zibaو شروع کرد به عطسه کردن خیلی جالب بود که هنوز یادش است شیطون کوچولی قشنگم . niniweblog.com

زیبازیبازیبا

قابل توجه دوستان جون جونی

راستی تا یادم نرفته بگم که در خصوص رأی دادن به دوستان راستش سعی کردم به تمام دوستان گلمون رأی بدم چون مدیریت نی نی وبلاگ این امکان رو در اختیارمون گذاشته که با چند خط هم رأی بدیم یا از طریق دوستان و فامیل من هم سعی کردم به دوستانم رأی بدم، امیدوارم هر کسی که حقش هست برنده بشه .

زیبازیبازیبا

پسندها (1)

نظرات (6)

مامان نیایش
5 دی 90 13:33
الهی بمیرم برات عزیزم البته برای مامانی خیلی سخت تره خانمی ان شا الله زودتر خوب بشه این کوچولوی ناز هم پوستش هم سرما خوردگیش آره واقعا خیلی سخته نگران نباش خانمی خدا قوتت رو زیاد کنه ان شا الله
راستی راستی به رامیلای گلم هم رای دادیم


مرسی گلم لطف کردید .
نگین مامان رادین
5 دی 90 17:11
الاهی جونم،خانومی به خودت هم برس تا زود تر خوب بشی تو این مدت شما بیشتر از رامیلا اذیت شدی،ایشاالله هر دوتون زود زود خوب میشین و این روزهای سخت وفراموش می کنید

مرسی عزیزم لطف دارید.
مامان ترمه
7 دی 90 0:27
عزیزم
انشاا که همیشه سلامت باشی
خوشگلم بهت رای دادم
تو و علی خوشتیپ ایده خوبی داشتین و البته زیبا
امید به بالاترین امتیازهارو بگیرید



متشکرم انشاا... .
مامان صدف
7 دی 90 11:56
عزیزم
مثل صدف
صدف هم هر وقت عطسه میکنم ادامو در میاره میگه هاپچی


عزیز دلم آخی نازی .
مامان یسنا
9 دی 90 17:35
سلام راستش هم ناراحتم هم خوشحال. ناراحت به خاطر اینکه صورت این پرنسس اینطور شده ایشالا که تا چند روز دیگه هیچ اثری ازش نمونه
از یه طرف هم خوشحالم که بالاخره یه دختر هم سن یسنای خودم پیدا کردم .لینکتون میکنم تا از تجربیاتتون استفاده کنم

سلام عزیزم ممنون که به ما سر زدید ما هم شما رو لینک میکنم .
امیرمحمد واسراکوچولو
13 دی 90 19:54
سلام تبریک به خاطر وبلاگ قسگتون وبلاگ امیرمحمد واسرا کوچولو با پست جدید دوماهگی امیرمحمد بروز شد منتظرتون هستیم


چشم میایم پیشتون عزیزم و ممنون به خاطر حضورتون .